

قانون ۴٪ مدتهاست که یکی از اساسهای برنامهریزی بازنشستگی بوده و به بازنشستگان توصیه میکند که در سال اول ۴٪ از پسانداز خود را برداشت کنند و سپس سالانه با توجه به تورم این مقدار را تنظیم کنند. این فرمول توسط برنامهریز مالی بیل بنگن در دهه ۱۹۹۰ پس از تحلیل بازدههای تاریخی گسترده ایجاد شد و هدف آن اطمینان از این بود که بازنشستگان میتوانند برای حداقل ۳۰ سال از سبد سرمایهگذاری خود برداشت کنند بدون اینکه پساندازشان به پایان برسد. در حالی که این قانون به طور موثری نگرانی اصلی بازنشستگان از فقدان پول را رفع کرده است، عوامل اقتصادی در حال تغییر سوالاتی را درباره قابلیت اطمینان همیشگی آن مطرح میکنند. به ویژه، بازنشستگان امروز با چالشهای منحصربهفردی مواجه هستند که با معیارهای تاریخی متفاوتاند؛ این چالشها شامل نوسانات در بازده اوراق قرضه و نرخهای تورم غیرقابل پیشبینی میشود که هر دو میتوانند به طور قابل توجهی بر دوام قانون ۴٪ تأثیر بگذارند. بازده اوراق قرضه که در سالهای اخیر نشانههایی از بهبود نشان دادهاند، ممکن است دوباره کاهش یابد و فرضیات این قانون را تضعیف کند. همچنین، دورههای پایدار از تورم بالا میتواند قدرت خرید را سریعتر از آنچه که سبد سرمایهگذاریها میتواند با برداشتهای افزایشیافته حمایت کند، کاهش دهد. علاوه بر این، سختی این قانون یک نگرانی است. پایبند بودن به یک درصد برداشت ثابت حتی در زمان رکود اقتصادی میتواند خطر اتمام زودهنگام پساندازها را افزایش دهد. برای حفاظت در برابر این وضعیت، بازنشستگان ممکن است نیاز داشته باشند که برداشتها را در بازارهای نزولی محدود کنند و در صورت لزوم به نرخهای برداشت نزدیکتر به ۲٪ یا ۳٪ رجوع کنند. قانون ۴٪ به عنوان یک نقطه شروع مفید و نه به عنوان یک فرمول سخت و محکم عمل میکند. بازنشستگان آینده باید راهبردهای برداشت خود را با توجه به شرایط کنونی بازار، شرایط شخصی و عوامل اضافی مانند زمانبندی بازنشستگی و ترکیب سبد سرمایهگذاری سفارشیسازی کنند. برای مثال، بازنشستگی زودهنگام امکان اتمام زودهنگام پسانداز با نرخ ۴٪ را افزایش میدهد که نشان میدهد نیاز به رویکردی محافظهکارانهتر وجود دارد. برعکس، به تأخیر انداختن بازنشستگی این اجازه را میدهد که به دلیل دوره کوتاهتر برداشت، نرخهای برداشت بالاتری ممکن شود. در نهایت، با اینکه قانون ۴٪ همچنان میتواند راهنمایی ارزشمندی ارائه دهد، باید برای هماهنگی با تغییرات اقتصادی و واقعیتهای شخصی تنظیم شود تا اهمیت آن برای نسلهای آینده بازنشستگان حفظ شود.