

ممکن است یک فاجعه تازه در قره باغ کوهستانی، منطقه مرتفعی که اکثریت ارمنیها را در داخل مرزهای آذربایجان تشکیل میدهند، در راه باشد. توماس دی وال، همکار ارشد کارنگی اروپا، متخصص در اروپای شرقی و منطقه قفقاز، در مقاله خود "پایان بازی غم انگیز در قره باغ" در این باره می نویسد. «سرنوشت قره باغیها احتمالاً در ماه آوریل، زمانی که آذربایجان یک ایست بازرسی در کریدور لاچین ایجاد کرد، رقم خورد. این محاصره عملاً در تابستان عمیق تر شد و وضعیت برای ده ها هزار نفر که در قره باغ باقی مانده بودند (برآوردها بین 50000 تا 120000 تخمین زده می شود) که شروع به تمام شدن غذا و دارو کردند، ناامید شد. اینجا یک بازی ژئوپلیتیکی وجود دارد. یک نیروی کوچک حافظ صلح روسیه در سال 2020 در قره باغ تأسیس شد. مسکو که همیشه بین هر دو طرف متزلزل بوده و دستکاری کرده است، خود را به عنوان محافظ قره باغی ها معرفی کرده بود. رئیس جمهور ولادیمیر پوتین علناً به آنها گفت که نیروهای حافظ صلح او بازگشت امن آنها از ارمنستان و ادامه اقامت در وطن خود را تضمین خواهند کرد. اما سربازان روسی در اوایل سال جاری هنگامی که ایست بازرسی در جاده لاچین ایجاد شد، ایستادند و اعتماد به نیروهای حافظ صلح را از بین بردند. به نظر او، زمینه این است که پس از حمله روسیه به اوکراین، دولت ارمنستان شروع به چرخش به سمت غرب کرد و آذربایجان - که روسیه با آن مرز زمینی و یک مدل حکومتی اقتدارگرا دارد - شریک ارزشمندتری به نظر می رسید. در تابستان، اتحادیه اروپا و ایالات متحده امیدوار بودند که توافقی برای بازگشایی جاده لاچین و همچنین جاده ای از طریق شهر آغدم آذربایجان برای تامین مجدد قره باغ حاصل شده باشد. شخصیت های ارشد، به ویژه آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه ایالات متحده و چارلز میشل، رئیس شورای اروپا، پیام هایی به علی اف ارسال کردند که استفاده از زور غیرقابل قبول است. در 18 سپتامبر، در نشانه ای امیدوارکننده، دو کاروان کوچک بشردوستانه پس از مکثی طولانی از دو جاده به قره باغ رسیدند. تهاجم نظامی در 19 سپتامبر مقامات غربی را غافلگیر کرد، که با انتشار اخباری مبنی بر اینکه نیروهای حافظ صلح روسی به سادگی کنار رفتند و اجازه دادند حمله اتفاق بیفتد، قابل درک تر شد. این تصور که یک معامله جانبی بین مسکو و باکو صورت گرفته است زمانی عمیقتر شد که مقامات روسی پاشینیان و گرایشهای غربگرایانهاش و نه آذربایجان را مقصر این جنگ دانستند.» وی افزود: در نظم تاریک اروپایی دهه گذشته، جایی که ارزشهای هنجاری و چارچوب چندجانبه بیارزش شده است، آذربایجان کمتر به اظهارات محکومکننده دولتهای غربی اهمیت میدهد. نکته کلیدی تقریباً به طور قطع حمایت دو قدرت منطقه ای و همسایه است: حمایت کامل از ترکیه و ابهام عمدی از سوی روسیه، که به نظر می رسد بیشتر نگران حفظ پایگاه نظامی خود در آذربایجان و تحقیر دولت در ایروان است تا اطمینان از تضمین. حقوق ارامنه محلی قره باغ تنها سازمان بین المللی در قره باغ، کمیته بین المللی صلیب سرخ است. مقامات غربی خواستار حضور بشردوستانه و نظارتی بینالمللی در زمین شدهاند که مشابه ماموریتهای اعزامی در جنگهای بالکان در دهه 1990 بود، اما آذربایجان و روسیه - که به دنبال توجیه نیروی حافظ صلح خود هستند - سعی خواهند کرد جلوی این امر را بگیرند. به غیر از یک ابتکار غیرمنتظره بین المللی، اکنون ممکن است سوال اصلی این باشد که آیا مهاجرت دسته جمعی قره باغی ها به ارمنستان به شکلی منظم اتفاق خواهد افتاد یا با خونریزی و بازداشت ساکنان مرد. نشانههای سادهای وجود دارد که آذربایجانیها اجازه اولی را میدهند، اما وضعیت روی زمین آشفته و ناآرام است - همانطور که تنها زمانی میتوان انتظار داشت که رزمندگان در یک درگیری سه دههای دوباره رو در رو با یکدیگر روبرو شوند. پیامدهای جنگ سوم قره باغ طولانی و سخت خواهد بود.