

سوپر بول فقط دربارهٔ گلها و نمایشهای وقت استراحت نیمهنیست؛ بلکه صحنهای است که بیشترین انتظار را برای تبلیغات در طول سال دارد. سوپر بول LX ناامید نکرد و با ترکیبی از خلاقیت، طنز و نوآوری در تبلیغات خود عرضه شد. آنتروپیک با مجموعهای بازیگوش از تبلیغات که به OpenAI و ChatGPT محبوب آن پرداخته بود، لحن را تعیین کرد. این رقابت بازیگوشانه نقش فزایندهای که هوش مصنوعی در زندگی ما بازی میکند را برجسته کرد و بهطور بینقص طنز را با تفسیر فناوری ترکیب کرد. گای فیری که برای شخصیت جسورانهی آشپزیاش شناخته میشود، برای کمپین 'مثل یک بوش' بوش ظاهر جدیدی به خود گرفت. با چهرهای تمیز و بدون موهای بلوند مات، تحول فیری اشاره به چندگانگی ابزارهای بوش داشت و طعمی از 'طعمتاون' را به کارهای روزمره آورد. در یک تبلیغ احساسی، بادوایزر اسبهای معروف کلایدزدیل خود را بازگرداند، یادآوری کنندهی جذابیت کلاسیکی که تبلیغات بادوایزر با آنها شناخته میشوند. تبلیغ 'خانه جدید' گوگل بخاطر گرمای خود متمایز بود، با حضور یک مادر و فرزند که در فضای جدید خود حضور داشتند. این تبلیغ گرمکننده قلب بهطور مضاعف به عنوان نمایشی برای هوش مصنوعی جمنای گوگل بود که پتانسیل آن برای شخصیسازی محیطهای خانگی را با غنا نشان میداد. آمازون با کریس همسورث مسیر طنزآمیزی دنبال کرد که بهطور خندهداری به حالتی از پارانویای ناتمام درباره قابلیتهای متحول شونده الکسا دچار شد، بیم داشت که روزی الکسا به دنبال او باشد. این برداشت کمیک کاربران را درباره اهداف الکسا مطمئن کرد در حین اینکه خندهدار بود. تبلیغ ریپلینگ با تیم رابینسون که بهطور خندهداری در یک سناریو که شامل سردرگمی دستمزد جهانی بود، ادامهدهنده روند طنز بود، بهطور بصیرانهای به مشکلات تکنولوژی منابع انسانی پرداخت. در نهایت، Base44 با تصویرسازی صریح از قابلیتهای هوش مصنوعی تحت تأثیر قرار داد. تبلیغ یک برنامه هوش مصنوعی را نمایش داد که با فشار یک دکمه برنامهنویسی میکند و هم شگفتی و هم شک و تردیدهایی درباره آینده راهحلهای تکنولوژیکی بدون زحمت را برافروخت. با پیشرفت بازی، این تبلیغات مخاطبان را سرگرم نگه داشتند، انرژی و انتظار سوپر بول را بازتاب میدادند. ما این فضا را با جدیدترین تریلرها بهروز نگه خواهیم داشت، لذا برای لذتهای تبلیغاتی بیشتر برگردید.