

من سفر پاپی خود را در 6 نوامبر در واشنگتن دی سی آغاز کردم. و در 15 روز گذشته در پیام ها، سخنرانی ها و جلسات خود به مسائل و چالش های مربوط به مأموریت کلیسای ارمنی و ضرورت سازماندهی مجدد جوامع ما پرداختم. عالیجناب کاتولیکوس آرام اول در سخنان پایانی خود در ضیافت رسمی که به افتخار او در نیویورک ترتیب داده شد، در بحث درباره این موضوعات بر اهمیت حیاتی تجدید تأکید کردم. زندگی اجتماعی بدون درگیر کردن آنها در فرآیند تجدید که مستلزم ارزیابی مجدد انتقادی است. 1) اولین مشاهده من به جهانی شدن مربوط می شود. ما در جهانی زندگی می کنیم که تحت سلطه جهانی شدن است. جهانی شدن یک سیستم، جهان بینی، شیوه زندگی است. این فرهنگی است که در تمام جنبه های زندگی ما نفوذ می کند، فردی و اجتماعی، تفکر و عمل ما، حتی درک خود ما. رویکرد ما به جهانی شدن، نباید واکنشی باشد، بلکه باید فعالانه باشد. سوال این است که چگونه میتوانیم به طور خلاقانه با جهانیسازی تعامل کنیم و در عین حال ارزشهایی را که هویت ما را تضمین و حفظ میکنند، حفظ کنیم. کلیسای ارامنه یکی از قدیمی ترین کلیساهای مسیحیت جهان است. در دنیایی که به سرعت و به شدت در حال تغییر است، تجدید کلیسا دیگر یک گزینه نیست، بلکه یک الزام است. تجدید فقط تغییر یا تنظیم مجدد جنبه های خاصی از کلیسا نیست. تجدید اساساً کلیسای ما را با پاسخ به واقعیت ها و انتظارات جدید مردم تبدیل به کلیسایی برای قرن بیست و یکم می کند. این امر کلیسا را تبدیل به واقعیتی زنده، شاهد و خدمتگزار می کند. 3) مشاهده سوم من به درک خود ما به عنوان یک جامعه مربوط می شود. ما کی هستیم؟ این سوال ممکن است کمی عجیب به نظر برسد، اما سوال مهمی است. آیا ما ارمنی ها در آمریکا زندگی می کنیم؟ آیا ما ارمنی های آمریکایی شده ایم؟ من در اینجا در نیویورک دانشجو بودم که در سال 1976 ایالات متحده دویستمین سالگرد استقلال خود را جشن گرفت. این فرصتی بود برای بسیاری از جوامع تا هویت خاص خود را دوباره تأیید کنند. کتاب معروف «ریشه ها» نوشته الکس هیلی را به یاد دارم. ایالات متحده آمریکا کشوری با تنوع قومی و مذهبی است و آنچه این تنوع ها را به هم پیوند می دهد، ارزش های مشترک آمریکایی است. ما یکی از جوامع ایالات متحده آمریکا هستیم و بنابراین باید مانند سایر جوامع به هویت خود افتخار کنیم. ما باید تمایز روشنی بین ادغام و همسان سازی قائل شویم. ما البته با ادغام هستیم و بخشی جدایی ناپذیر و جدایی ناپذیر از جامعه آمریکا هستیم. ما با همسان سازی در این «دیگ ذوب» که مشخصه جامعه آمریکاست، مخالفیم. ما تحت سلطه عدم قطعیت ها، تنش ها و دو قطبی شدن در روابط ارمنستان و دیاسپورا-ارمنستان هستیم. پس از فاجعه آرتساخ، ارمنستان در معرض خطرات جدیدی قرار گرفته است. ما به عنوان دیاسپورا نمی توانیم بی تفاوت بمانیم. ما فراخوانده شده ایم تا واقعیت های نوظهور ژئوپلیتیکی را که متأسفانه به نفع ارمنستان نیست، تشخیص دهیم. بگذارید واضح بگویم. ما نمی توانیم با تکرار خود، با زیستن گذشته در زمان حال و هدایت زندگی خود با شعار ادامه دهیم. ما باید واقع بین باشیم. ما در ارمنستان و در دیاسپورا به رهبران کاریزماتیک و با بصیرت نیاز داریم که بتوانند نشانه های زمان را بخوانند و وطن و ملت ما را بر اساس آن هدایت کنند و بر اساس ارزش ها و منافع عالی کشورمان هدایت شوند. ما نیاز به توسعه داریم. راهبردی جدید در مواجهه با چالشها و شرایط جدید پیش روی میهن و دیاسپورا. ما باید از ذهنیت منجمد، رویکردهای جزمی و کلیشههای حاکم بر ادراکات و اعمال ما خلاص شویم و راهبردها و روششناسیهای جدیدی را متناسب با آنچه در حال ظهور است توسعه دهیم. واقعیتها و در زیر آرمانهای ملت ما قرار گرفتهاند. من اعتقاد راسخ دارم که جوانان ما با ذهن خلاق و بینش آیندهنگر خود میتوانند نقشی محوری در گشودن ملت و میهن ما به سوی افقهای گستردهتر ایفا کنند.