

مایکل روبین در مقاله ای که در واشنگتن اگزمینر منتشر شده است، می نویسد که سامانتا پاور، مدیر USAID، چشم خود را بر نسل کشی می بندد. سامانتا پاور که به خاطر کتاب برنده جایزه پولیتزر درباره شکست مکرر دولتهای آمریکا در مواجهه با نسلکشی مشهور است، یک بار در دولت به برند اخلاقی خود خیانت کرده است. جلب اعتماد سن آن زمان. باراک اوباما در طول مبارزات انتخاباتی خود، قبل از اینکه در دوره دوم ریاست جمهوری اوباما سفیر آمریکا در سازمان ملل شود، در نقشی ارشد در شورای امنیت ملی او خدمت می کرد. او اکنون مدیر آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده است که در زمان ریاست جمهوری جو بایدن، یکی از پستهای شورای امنیت ملی است. تقریباً بیش از هر مقام دیگری، حرف او می تواند اهمیت داشته باشد. افسوس، جاه طلبی شفاعت کرده است. هیئت پیشگیری از جنایات که او در دوره اول ریاست جمهوری اوباما ریاست آن را بر عهده داشت، در حالی که جنایات از کنترل خارج می شد، به ویترین تبدیل شد. او به مدت پنج سال بیکار ماند زیرا جنگ داخلی سوریه از کنترل خارج شد و به انکوباتوری برای پاکسازی قومی و فرقه ای در مقیاسی تبدیل شد که قبلاً در خاورمیانه دیده نشده بود. پس از تسلط داعش بر شنگال و شمال عراق، پاور بیکار نشست در حالی که اوباما به دستیاران خود گفت که از قدرت کناره گیری کنند زیرا او اشتباهات پیشینیان خود را مرتکب نخواهد شد و به اقدام نظامی متوسل نمی شود. او در نهایت نظر خود را تغییر داد، اما آسیب نه تنها از نظر نسل کشی ایزدی ها بلکه در توانایی شبه نظامیان تحت حمایت ایران برای پر کردن خلاء بدون مانع وارد شد. اگر پاور به خاطر هر یک از این موارد استعفا می داد، نه تنها ممکن بود گفت و گوی سیاست را به شیوه ای مثبت تغییر دهد، بلکه وضوح اخلاقی او کمک می کرد تا در نهایت وزیر امور خارجه شود، پستی که او آشکارا هوس می کند. وضعیت در دوران بایدن بدتر است، که ممکن است دوستدار نسل کشی رئیس جمهور در تاریخ اخیر آمریکا باشد. او به امید یک توافق موقت آب و هوایی با پکن، چشم خود را بر تبعیت شادی آور جان کری از نسل کشی اویغورها می بندد. هنگامی که ابی احمد، نخست وزیر اتیوپی، یک کارزار نسل کشی علیه تیگری را دنبال می کرد، خود قدرت ناکارآمد بود و زمانی که بایدن او را بازسازی کرد، سکوت کرد. در حالی که کتاب پاور به طور مفصل به بررسی دقیق نسلکشی ضد توتسی رواندا میپردازد، پاور بهعنوان مدیر USAID ساکت بود (و هست) زیرا اوباما سیاست خود را برای جلوگیری از به رسمیت شناختن مقاصد ضد توتسی نسلکشی تغییر داد. او حتی اکنون نیز در حالی که نسل کشان سابق در اردوگاه های سازمان ملل در آن سوی مرز جمهوری دموکراتیک کنگو دوباره مسلح می شوند، سکوت می کند و درخواست امتیازات سیاسی را به حقیقت تاریخی ترجیح می دهد. با این حال، شاید بزرگترین ریاکاری پاور، هم سکوت و هم بدبینی او در رابطه با حمله آذربایجان علیه ارامنه قره باغ کوهستانی، جمعیت بومی منطقه بوده است. در حالی که بایدن نسل کشی ارامنه را به رسمیت شناخت، او با ادامه کمک های نظامی به آذربایجان، آن را متعادل کرد. در حالی که الهام علی اف دیکتاتور آذربایجان هر تعهد و قراردادی را که امضا کرده بود زیر پا گذاشت، قدرت سکوت کرد. هم کاخ سفید و هم وزارت امور خارجه بیانیههای خود را با طرفداری همراه کردند و بین پاکسازیکنندههای قومی و پاکسازیشده برابری کردند. قدرت اهمیتی نداد. او از شهادت دادن یا اجازه دادن به هر یک از مقامات USAID برای شهادت در جلسه کمیته روابط خارجی سنا در ماه گذشته که مشکل قره باغ کوهستانی را بررسی می کرد، خودداری کرد. به همین دلیل است که سفر او به ارمنستان، مملو از عکاسان همراه، در پی فتح قره باغ کوهستانی توسط آذربایجان، به طور خاص ناشنوا بود و به جای قدردانی، خشم را برانگیخت. در روزی که او از ارمنستان به آذربایجان سفر کرد، مقامات آذربایجان روبن واردانیان، وزیر دولت سابق در جمهوری منقرض شده قره باغ کوهستانی را دستگیر کردند. من اوایل امسال درباره واردانیان نوشته بودم تا با این بدگویی که او عروسک کرملین است مقابله کنم. مقامات آذربایجان احتمالا واردانیان را شکنجه خواهند کرد و به دنبال تحقیر او خواهند بود - مهم نیست که او هیچ جنایتی علیه آذربایجان مرتکب نشده است مگر اینکه از خودمختاری قره باغ کوهستانی دفاع کند. اینجاست که بدبینی پاور جلو و مرکز میگیرد. پس از ترک دولت اوباما، او به کمیته انتخاب جوایز بنیاد آرورا پیوست، که توسط وردانیان و نوبار آفیان به همراه رئیس سابق دانشگاه براون، وارتان گرگوریان، برای پاداش دادن به افرادی که علیه نسلکشی کار میکنند، تأسیس شد. در اینجا پاور از ابتکار واردانیان تمجید می کند. سوالی که اکنون با واردانیان در زنجیر وجود دارد این است: آیا پاور صدای او را خواهد یافت؟ یا جاه طلبی او پیروز خواهد شد؟»