

لاریسا گابریلیان در 27 شهریور 74 ساله شد و روز بعد مجبور به ترک خانه خود در روستای سرنغبیور در منطقه اسکران شد. زنی که از سه جنگ جان سالم به در برده بود اعتراف کرد که آخرین جنگ ظالمانهترین جنگ بوده است، اگرچه در جنگ اول شوهرش را از دست داده است. در نتیجه تجاوز آذربایجان در 28 شهریور روستای سرنغبیور به طور کامل ویران شد. لاریسا گابریلیان به وضوح وقایع آن روز غم انگیز را به یاد می آورد. «صبح صدای چندین انفجار را شنیدیم، سپس نشستیم تا غذا بخوریم و سپس دوباره صدای تیراندازی شنیده شد که به تدریج شروع به تشدید کرد. ابتدا در حمام پنهان شدیم، جایی که به نظر می رسید نسبتاً امن بود. اما کمی بعد خانه از ضربه شروع به لرزیدن کرد. پس از این، پسرم پیشنهاد کرد خانه را ترک کند، به ساختمان دهکده رفته و تصمیم به تخلیه بگیرد. او از یک جاده رفت و ما از یک جاده دیگر. به محض اینکه از خانه خارج شدیم، پسرمان که مسیر دیگری را رفته بود و یک نفر دیگر سربازان مجروح را کشف کردند.» رئیس روستا مجروحان را نزد نیروهای حافظ صلح آورد و سپس برای تخلیه ساکنان بازگشت. او نمی توانست همه را با یک ماشین بیرون بکشد. گغام استپانیان، بازرس آرتساخ قبلاً گزارش داد که از 76 نفری که در این روستای کوچک زندگی می کردند، پنج نفر کشته شدند، 15 نفر دیگر زخمی شدند و چهار نفر دیگر دستگیر شدند. سه نفر از پنج کشته شده کودک بودند - دیوید الکسانیان و برادران میکائیل و نور کازاریان. امروز 9 شهریورماه مراسم تشییع پیکر دو برادر در شهر ماسیس استان آرارات ارمنستان برگزار شد. داوود چند روز قبل به خاک سپرده شد. 9 نفر از اهالی روستا که همگی گرسنه و خسته بودند، دو روز با یک ماشین رفت و آمد کردند. خانواده شش نفره لاریسا گابریلیان در روستای سیات نوا در استان آرارات ساکن شدند. احساس عدم اطمینان؛ او نمیداند چه آیندهای در انتظار خانوادهاش است که خانه، ماشین، تراکتور، چرخ خیاطی معمولی و سایر داراییهای به دست آمده را در روستای زادگاهشان ترک کردند.» زن مملو از احساس عدم اطمینان است. او نمی داند چه آینده ای در انتظار خانواده اش است که خانه، ماشین، تراکتور، دریل بذر و سایر اموال به دست آمده را در روستای زادگاه خود ترک کردند. «قرار بود با نوه هایم ازدواج کنم و جهیزیه هم آماده بود. ما قبلاً دو بار [] برگشتهایم، و دیگر برنمیگردیم. آیا می توان با حیوانات زندگی کرد؟ وطن نیست، وطن رفته وگرنه ما آنجا بودیم.