

در پی درگیری ویرانگر در قره باغ کوهستانی، هزاران آواره در جستجوی امنیت خانه های خود را ترک می کنند و سفری خطرناک و مملو از عدم اطمینان را آغاز می کنند. به گزارش خبرگزاری فرانسه، بیش از 13350 نفر در حال حاضر از مرز ارمنستان عبور کرده اند و انتظار می رود در روزهای آینده تعداد بیشتری نیز از این مرز عبور کنند. این پناهندگان، مانند تعداد بیشماری دیگر در سرتاسر جهان، با آسیب های مشترک آوارگی به یکدیگر پیوند خورده اند. داستان های آنها دلخراش است و آینده آنها در تاریکی پوشیده شده است. آنها خانه ها، اجتماعات و احساس امنیت خود را از دست داده اند، و با این سوال نگران کننده دست و پنجه نرم می کنند که آیا هرگز باز نمی گردند. برای بسیاری از این خانوادههای آواره، سفر به آن سوی مرز، وداع دردناکی با شیوهای است که زمانی آنها را گرامی میداشتند. مناظر آشنای قره باغ کوهستانی، جایی که آنها خانه های خود را در طول دهه ها ساخته اند، اکنون به خاطرات دور تبدیل شده اند. پیوندهای جامعه و تاریخ مشترک گسسته شده است و آنها با وظیفه دلهره آور بازسازی زندگی خود از ابتدا روبرو هستند. یکی از پناهجویان در حالی که منتظر ورود بستگانش به یک ایست بازرسی مرزی است، از ناراحتی بسیاری می گوید: "ما فقط منتظر خانواده هایمان نیستیم... ما منتظر کل قره باغ هستیم. قره باغ ما دیگر وجود ندارد، هیچ کشوری کمکی نمی کند، حتی یک کشور هم برای ما قیام نکرده است.» در شهر مرزی گوریس که هزاران پناهنده را پذیرفته است، هم از سوی ساکنان محلی و هم از سوی سازمان های بشردوستانه موجی از همدردی وجود دارد. صلیب سرخ با ارائه غذا و نوشیدنی به مسافران خسته قبل از ادامه سفر به دیگر شهرها و شهرهای منطقه، رزق و روزی بسیار مورد نیاز را فراهم می کند. اما گوریس فقط یک نقطه ترانزیت است و بسیاری از پناهندگان گم شده و در مورد مقصد بعدی خود نامطمئن هستند. آنها هنوز در شوک هستند و عزادار زندگی ای هستند که زمانی می دانستند. رودمیلا در حالی که اشکهایش را نگه میدارد، میگوید: «بچهها را گرفتیم و خانههایمان را ترک کردیم تا به اینجا بیاییم تا پناه ببریم. "ملت ما توسط دولتی فروخته شده است که نمی داند دارد چه می کند." دولت ارمنستان متعهد شده است که برای 40000 خانواده آواره پناهگاه فراهم کند، که گواهی بر تعهد آنها برای کمک به هموطنان خود در این دوران سخت است. برادرم به شدت مجروح شد، او را به ایروان منتقل کردند. اما خوشبختانه من و شوهرم و فرزندانم توانستیم بیرون بیاییم. ما چیزهایی دیدیم که حتی نمی توانم آنها را توصیف کنم - چگونه می توانیم بعد از این با آذربایجانی ها زندگی کنیم؟ لیانا، یک پرستار 36 ساله از استپانکرت، به پولیتیکو گفت. گنادی یوسونتس، یکی دیگر از پناهندگان، پسر چهار روزه خود را از بیمارستان به خانه برد. ظرف چند ساعت، او مجبور شد همسر، نوزاد تازه متولد شده و شش فرزند دیگرش را به پرورشگاهی در زادگاهش مارتکرت منتقل کند. در آنجا، همسر پرستار و خانواده او روزها را بدون غذا و خواب در زیرزمینی شلوغ سپری کردند و او برای دفاع ناامیدانه از وطن خود به خطوط مقدم می رفت. یوسونتس، یکی از بیش از 6000 پناهنده ای که از روز یکشنبه از قره باغ کوهستانی گریخته اند، گفت که پسرش علیرغم همه چیز سالم است. اما وقتی از او در مورد سفر کوتاهی که قبل از اینکه نیروهای دفاعی قره باغ کوهستانی سلاحهای خود را بر زمین بگذارند خدمت کرد، چهرهاش تیره میشود. او با ناراحتی به گاردین گفت: "من نمی توانم در مورد آن صحبت کنم." پس از اسکان هزاران پناهنده، به نظر می رسد شهرهای مرزی در معرض خطر ازدحام بیش از حد هستند، به طوری که هتل ها و خوابگاه های شهری کاملاً رزرو شده اند و پناهجویان در اطراف مراکز شهرداری با تمام وسایلشان به سقف اتومبیل هایشان بسته شده اند. دو معلول سالخورده از پشت آمبولانس بیرون کشیده شدند و با تشک ها به اداره محلی منتقل شدند و در آنجا به صدها نفر دیگر که به عنوان آوارگان داخلی ثبت نام کرده بودند، پیوستند. همزمان با بارندگی شدید روز دوشنبه، دختر جوانی در مرکز گوریس در حالی که یک کیسه پلاستیکی در گوشه خیابان ایستاده بودند به دامان مادرش گریه کرد. او گفت: "من 30 سال را صرف ساختن خانه ام کردم و تنها چیزی که با خود دارم همین کیف است." «خانه من در این کیف است. آنها باید بسیار خوشحال باشند که ما می رویم، زیرا ما خانه هایمان را به آنها واگذار کردیم.» یوسونتس با اشاره به فرزندانش گفت: "ثروت من نزد من است." "به بقیه کاری ندارم."