

در قلب جامعه ایرانیان در جنوب کالیفرنیا، احساسات بالا گرفته است، زیرا ایرانیان آمریکایی با احساسات متناقض نسبت به دخالت تیم ملی کشورشان در یک نمایش بینالمللی که تحتالشعاع ناآرامیهای سیاسی و درگیریهای بینالمللی است، دستهپنجه نرم میکنند. با تاریخی از مهاجرت که بهشدت تحتتأثیر رژیم پس از سال ۱۹۷۹ شکل گرفته است، مشارکت ایران در جام جهانی هم افتخار و هم اعتراض را در میان این جامعه پویا ایجاد میکند. در میان شهری که به 'تهرانجلس' معروف است، افرادی مانند علی جواهری احساس میکنند که باید در خارج از ورزشگاه اعتراض کنند و به فشارهای سیاسی که تیم ملی با آن مواجه است اعتراض کنند. این معترضان که با نمادهای گذشته پیش از انقلاب ایران لباس پوشیدهاند، امیدوارند که توجهها را به سرکوب شدید اخیر تهران جلب کنند. شعارهای آنان نه بر ضد فوتبال، بلکه متوجه درهمآمیزی ورزش با سیاست توسط رژیم است. تنشها با پیشزمینهای از فشارهای دیپلماتیک ایران و ناآرامیهای اخیر مرتبط با نیروهای ایالات متحده و اسرائیل افزایش مییابد. با این وجود، در میان این ناآرامیها، افرادی مانند رضا گراجداگی تصمیم میگیرند که از تیم ملی به عنوان نمادی از اتحاد برای ایرانیان در سرتاسر جهان حمایت کنند، با جدا کردن عشق خود به ورزش از دستکاریهای سیاسی. جشنهای تماشا در لس آنجلس به عنوان جشنهایی از هویت فرهنگی در نظر گرفته میشوند، علیرغم وضعیت سیاسی پیرامون. حتی مهدی طارمی، کاپیتان تیم، نقششان را به عنوان ورزشکارانی که به دنبال آوردن شادی، بدون دخالت سیاست هستند، تکرار میکند. این تقسیمبندی با مقررات فیفا در مورد بیانیههای سیاسی، از جمله بحثبرانگیز بودن نمایش پرچمها، پیچیدهتر میشود. اقدامهای قانونی گروههای حامی نشان از افزایش ناامیدی نسبت به دیدهشدن به عنوان سرکوب بیان فرهنگی دارد. وضعیت با انتشار اخباری درباره توافق برای پایان دادن به درگیری مرتبط با ایران، ابعاد جدیدی به این پرشور برانگیختن درباره دخالت تیم ملی اضافه میکند. در حالی که هواداران تقسیم میشوند، روایت گستردهتر پیچیدگیهای هویت، عدالت و نوستالژی را بههمآمیخته با یک رویداد ورزشی جهانی فرا میخواند. جام جهانی به عنوان هم عرصه نبرد و هم چراغی برای ایرانیان آمریکایی، که روابط خود را با کشور مبدأ و میزبان در میان این مبارزات جهانی و شخصی جاری میکند، عمل میکند.