

تصمیم دیوان عالی در پرونده Griggs v. Duke Power Company راه را برای موجی از دادخواهیها باز کرد که هدف آنها رویههای استخدام با تأثیرات متفاوت بر اقلیتها بود. در پاسخ، اصلاحیه قانون حقوق مدنی 1991 کارفرمایان را ملزم میکرد که اینگونه رویهها را به عنوان ضروری برای کسبوکارهایشان توجیه کنند، که انطباق با این قوانین را پیچیدهتر و ناخودآگاه به وجود آمدن سهمیههای نژادی تبعیضآمیز برای جلوگیری از دادخواهی را ترویج داد. این تنش در پرونده Ricci v. DeStefano نمود پیدا کرد، زمانی که اداره آتشنشانی نیوهیون نتایج آزمون را کنار گذاشت زیرا هیچکدام از 15 نامزد برتر برای ترفیع، سیاهپوست نبودند و از ترس دعاوی احتمالی این کار را انجام داد، در حالی که خاموشکنندگان آتش سیاهپوست 22 درصد از شرکتکنندگان آزمون بودند. دادگاه عالی به سختی حکم داد که کنار گذاشتن نتایج آزمون به نامزدهای موفق غیر سیاهپوست تبعیض وارد کرده است و تعامل پیچیده بین حکمهای فرصت برابر و تبعیض را برجسته کرد. قاضی اسکالیا در تأییدیهاش انتقاد کرد که استدلال اثرات متفاوت ذاتاً با بند حفاظت مساوی از اصلاحیه چهاردهم، که حفاظت مساوی برای همه افراد را تضمین میکند، در تضاد است. دستورالعمل جدید وزارت دادگستری به کمیسیون فرصتهای برابر شغلی با دیدگاه اسکالیا هماهنگ است، و اشاره به دور شدن از اجرای سهمیههای نژادی تحت اصول اثرات متفاوت دارد، که وقتی پلیس ایالتی مریلند بابت شرایط ورودیشان مورد بررسی قرار گرفت، نشان داده شد. در حالیکه افراد خصوصی هنوز میتوانند دعاوی اثرات متفاوت را پیگیری کنند، بدون حمایت فدرال با چالشهایی روبرو خواهند بود، با توجه به روند اخیر دادگاه عالی در پروندههایی مانند Louisiana v. Callais. این تغییر در سیاست فدرال نشاندهنده یک فشار بزرگتر به سمت تضمین اینکه تلاشهای ضد تبعیض بهطور ناخواسته رویههای تبعیضآمیز را تحت ظاهر برابری الزام نمیکند، است.